![]() |
![]() |
|
تیر روز از فروردین ماه برابر با 13 فروردین در گاهشماری ایرانی سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»، همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ایران، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است. نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند. همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند. هفت روزی نحس باشد در مهی زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط morteza |
|
|
۱) همیشه نسبت به هم مؤدب باشید، این کار بسیار آسان است و در کیفیت روابط تان تفاوت چشم گیری ایجاد می کند.
۲) زمانی که برای نخستین بار همسرتان را دیدید و عاشقش شدید را به یاد بیاورید و نامه عاشقانهای برایش بنویسید و طی آن جزئیات آن خاطره را برایش بازسازی نمایید. ۳) داخل اتومبیل همسرتان یادداشتی بگذارید که روی آن نوشته شده : “عشق توست که چرخ های دنیا را می چرخاند” ۴) وقتی در هوای سرد با هم قدم می زنید کت تان را درآورده و بر روی شانه هایش بیندازید. ۵) به او بگویید با تمام افرادی که تاکنون دیده اید تفاوت چشم گیری دارد. این موضوع در روابط تان تحوّل شگفت انگیزی به وجود خواهد آورد. (یک زن خوب، الهام بخش مرد است. یک زن فوق العاده، نظر مرد را جلب می کند، یک زن زیبا، مرد را شیفته خود می کند. یک زن دل سوز، قلب مرد را می رباید…) ۶) به پاس قدردانی از زحماتش، دستش را ببوسید. ۷) فکر کنید که دیگر محبوب تان را نخواهید دید و پس از آن نامه عاشقانه بلندبالایی برایش بنویسید و به او بگویید او و عشقش برای شما چه معنا و جایگاهی دارد. ۸) در کمد لباس هایش عطر بپاشید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط morteza |
|
|
هرمزد روز از فروردین ماه برابر با یکم فروردین در گاهشماری ایرانی سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن ، دل زکین نخستین روز از فروردین ماه برابر است با روز جشن بزرگ نوروز در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار. نوروز و آغاز سال نو، مناسبتهای جداگانهای هستند که با یکدیگر همزمان شدهاند. نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به «جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را «نوروز جمشيدى» مى خوانند. دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرند. برهمين اساس جشنها و آيينهاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبتهاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطورهاى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژهاى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند. دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است. اهورامزدا(به معنى سرور دانا)،وهومن (انديشه نيك ) ،ارديبهشت (پاكى وراستى )،شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )،سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ،خرداد (رسايى و كمال ) وامرداد (نگهبان گياهان). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط morteza |
|
پیشینه ی جشن چهارشنبه سوریاز دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است. در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است. دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که : ستاره شمر گفت بهرام را که در «چارشنبه» مزن کام را
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط morteza |
|
|
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر قبل از جواب دادن فکر کن هیچکس را تمسخر مکن نه به راست و نه به دروغ قسم مخور خود برای خود، زن انتخاب کن به شرر و دشمنی کسی راضی مشو تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما کسی را فریب مده تا دردمندنشوی از هرکس و هرچیز مطمئن مباش فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی بیگناه باش تا بیم نداشته باشی سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی راستگو باش تا استقامت داشته باشی متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی روح خود را به خشم و کین آلوده مساز هرگز ترشرو و بدخو مباش در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین چالاک باش تا هوشیار باشی سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 8:17 قبل از ظهر توسط morteza |
|
|
اثر عشق نه توانی است که از کوچه یارم گذرم نه صبوری است که از دیدن او درگذرم نه نشانی ز وفاداری او می بینم نه قراری است مرا کز غم او دربدرمچه کنم چاره ندانم که خلاصی یابم مانده ام بی سر و سامان و برفته ز برمحاش لله که کسی باور ش از او بشود این همه جور کز آن لعبت زیبا ببرم هر چه من می کشم از دست دل خویش کشم چون ز خویش است شکایت به که از دل ببرم عاقبت عشق مرا دربدر و مفلس کرد لیک راضی نشود دست بدارد ز سرم شهریارا اثر عشق بگو با نامی " پدر عشق بسوزد که در آورد پدرم " |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط morteza |
|
|
سلام دوستان
امروز غمگین هستم چون یکی از سگ های دوبرمن من توسط پلنگ کشته شد محیط زیست تو منطقه ما پلنگ رها کرد برای جلوگیری از انقراض این حیوان نمیگه این پلنگ غذاش از کجا م یخواد تامین بشه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط morteza |
|
|
دیر گاهی است در این تنهایی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط morteza |
|
|
يا رب دل پاك وجان اگاهم ده اه شب وگريه سحر گاهم ده در راه خود اول ز خودم بي خودكن بي خود چو شدم ز خود به خود راهم ده الهي الهي يكتاي بي همتايي عيوب و توانايي بر همه چيز بينايي در همه حال دانايي از عيب مصفايي از شرك مبرايي اصل هر دوايي داروي دلهايي به تورسد ملك خدايي خداوندا خداوندا قسم بر اخترانت به حق و حرمت پيغمبرانت به راز غنچه نشكفته در باغ به درد لاله بنشسته با داغ به پاكي ضلال چشمه ساران به عمر كوته يك قطره باران خداوندا خداوندا قسم بر پاكبازان بلند اوازگان و سر فرازان مرا زين خود پرستيها رها كن چنان انديشه اي بر من عطا كن كه تقديري كه از ان ناگزيرم توانم جبر وقهرش را پذيرم ويا عزمي چنان پيگير بخشم تا تقدير را تغيير بخشم . توانايي ده اي باني تقدير كه بشناسم ز هم تقدير وتدبير الهي الهي نام تو مارا جواز مهر تو مارا جهاز شناخت تو مارا امان لطف تو مارا عيان الهي الهي ضعيفان را پناهي قاصدان را برسر راهي مومنان را گواهي چه عزيز است ان كه تو خواهي الهي درد ميدانم ودارو نميدانم الهي تو شفاساز كه از اين معلولان شفاهي نايد تو گشايشي ده كه از اين بندگان كاري نگشايد به سامان اي كه سخت بي سامانيم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط morteza |
|
|
به هيزم شکن ماهري کاري دريک تجارتخانه بزرگ چوب پيشنهاد شد و اون قبول کرد. حقوق پيشنهادي و همه شرايط کار فوق العاده بود و به همين خاطر هيزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بده. کارفرما يه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد. روز اول 15 تا درخت رو انداخت. کارفرما براي کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همينطوري ادامه بده... اين تشويق باعث شد هيزم شکن تو کارش انگيزه بيشتري پيدا کنه روز بعد هيزم شکن بيشتر تلاش کرد ولي اين بار 10 تا درخت رو انداخت روز سوم حتي از روز دوم هم بيشتر سعي کرد ولي فقط 7 تا درخت رو تونست قطع کنه هر روز که ميگذشت تعداد درختها کمتر ميشد با خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست ميدم رفت پيش کارفرما و بهش گفت که چي شده و اينکه چقدر ناراحته کارفرما گفت: آخرين بار کي تبرتو تيز کردي؟ هيزم شکن گفت: تيز؟؟؟ وقت نداشتم تيزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!! گاهي تو زندگي لازمه که يه کم وايسيم و نگاهي به خودمون و داشته هامون بندازيم.. چيزايي که داريم هميشه کافي و کامل نيستن . کليد موفقيت اينه که هر چند وقت يه بار تبر وجودمونو تيز کنيم!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط morteza |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|